حکایت خنده دار روضه‌خوان بی‌کمال + مردمک

0

[ad_1]

حکایت خنده دار روضه‌خوان بی‌کمال + مردمک

حکایت‌‌های شیرین فارسی هم پر از پند و اندرز و هم پر از طنز و خنده هستند. این حکایت در عین خنده‌دار بودن درس مهمی نیز به ما می‌دهد.


پیشنهاد ستاره:

حکایت روضه‌خوان بی‌کمال

روزی روزگاری دو رفیق بودند که یکی کمالش بیشتر بود و دیگری روضه‌خوانی بود بی‌کمال! از بس که بالای منبر بی‌قاعده حرف می‌زد به اون این لقب را داده بودند. رفیق با کمالش گفت بیا این بار این راه را امتحان کنیم؛ هر وقت بالای منبر سخنی بی‌قاعده گفتی، آن‌وقت من پائین منبر سرفه میکنم! آنگاه بدان و سخن خود را اصلاح کن و مطالب را درست بگو.

فردا روز روضه‌خوان بالای منبر رفت و می‌خواست سوره مبارکه‌ی ق را تفسیر کند. ازقضا رفیقش را سرفه گرفت و نتوانست از سرفه‌ی خود خودداری کند! روضه‌خوان به خیال اینکه مطالب را غلط گفته است، به جای قاف گفت قوف! بازسرفه کرد، گفت قیف! باز سرفه کرد. روضه‌خوان در نهایت به جان آمد و گفت سرفه و مرگ!! یا قاف است یا قوف است، یا قیف دیگر!!

به نظر شما نکته‌ی آموزنده‌ی این حکایت چه بود؟ نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

برای کسب درآمد؛ کافیه یکسری قواعدی که ثروتمندان بلد هستن رو تو هم یاد بگیری. اینکه چطوری پول دربیاری و ثروتمند بشی تو جلسه‌ی آموزشی بهت یاد داده شده. بعد ازدیدن این جلسه، زندگیت عوض میشه.


[ad_2]

Source link

Leave A Reply

Your email address will not be published.