حکایت طنز ملانصرالدین و زن کامل! + مردمک

0 267

حکایت طنز ملانصرالدین و زن کامل! + مردمک

حکایت داستانی کوتاه است که سعی می کند پندی پنهان درخود داشته باشد. زبان حکایت خیلی ساده و روان است و شخصیت‌های آن، انسان، حیوان و دیگر موجودات خیالی هستند.


پیشنهاد ستاره:

حکایت پند آموز زن کامل

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد. دوستش به او گفت:«خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟» ملا نصر‌الدین پاسخ داد: «فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم.»

دوستش گفت:« خب دنبالش گشتی؟»

ملا گفت:«از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن بسیار زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. و هیچ علم و دانشی نداشت. برای همین با او ازدواج نکردم. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. پس با او هم ازدواج نکردم. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.»

دوستش گفت:«پس چرا با او ازدواج نکردی؟» ملا گفت:« آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!»

این حکایت ملانصرالدین شما را به یاد چه ضرب المثلی می اندازد؟ آیا می‌توان بدون نگاه به توانایی‌های خود کاری را انجام داد؟ لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در انتهای همین مطلب با ما به اشتراک گذارید.

برای از بین بردن احساس افسردگی چه کاری انجام دهیم؟

در افسردگی غم به لایه‌های عمیق زندگی نفوذ کرده و اختلالاتی در احساسات و رفتار شما به‌وجود می‌آورد. اگر احساس افسردگی دارید، حتما با کمک یک روانشناس متخصص مشکل را ریشه‌یابی کنید و برای حل آن راهکار بگیرید. برای ارتباط با مشاور متخصص افسردگی روی دکمه زیر کلیک کنید.


آیا این مطلب برای شما مفید بود؟


بر اساس رای ۳ نفر از بازدید کنندگان



Source link

Leave A Reply

Your email address will not be published.