فوت و فن زندگی مشترک؛ دو حقیقتی که باید برای یک زندگی زناشویی شاد بپذیرید
فرارو- هیچکس با این انتظار که زندگی مشترکش به شکست بیانجامد ازدواج نمیکند و همواره این امید وجود دارد که یک زندگی طولانی و شاد در کنار شریک زندگی رقم بخورد.
به گزارش فرارو به نقل از فوربز، یک ازدواج سالم، خودبهخود پایدار نمیماند؛ بلکه نیازمند تلاش آگاهانه و متقابل از سوی هر دو طرف است. اگر میخواهید یک زندگی زناشویی موفق داشته باشید، باید برای آن تلاش کنید و این تلاش باید دونفره باشد. اما پیش از آن، لازم است دو حقیقت مهم را بپذیرید.
۱. شما نمیتوانید نیازهای شریک زندگیتان را تغییر دهید
فرض کنید همسرتان به بازیهای ویدیویی علاقه دارد و هر جمعهشب را به انجام این بازیها با دوستانش اختصاص میدهد؛ یک سرگرمی که شما هیچوقت درک نکردهاید و آرزو میکنید که از آن دست بکشد. پس هر جمعه، زمانی که او مشغول بازی است، شما گوشهای مینشینید و از اینکه او شما را نادیده گرفته و وقتش را صرف یک سرگرمی کودکانه کرده، ناراحت میشوید. اما واقعیت این است که این سرگرمی برای همسرتان لذتبخش است. او میتوانست جمعهشبش را به انجام کار دیگری اختصاص دهد، اما این انتخاب، آسیبی به کسی نمیرساند. در حقیقت، این انتخاب باعث شادی او میشود. در این میان، تنها کسی که در این وضعیت احساس ناراحتی میکند، شما هستید و باید صادقانه بگوییم که این ناراحتی، یک انتخاب است.
درس مهم این است که در بسیاری از ازدواجها، ممکن است برخی از عادات و روشهای کنار آمدن با استرس در یک طرف، برای دیگری آزاردهنده یا بیمعنی باشد، اما در نهایت آسیبی به زندگی مشترک نمیزند. فقط به این دلیل که شما از این عادات خوشتان نمیآید، دلیل بر این نیست که باید تغییر کنند. البته، این موضوع زمانی صدق میکند که این عادات ناسالم یا مخرب نباشند. اما داشتن علایق شخصی یا نیازهای فردی که کاملاً با نیازهای شما همسو نیست، نه تنها طبیعی، بلکه سالم است. طبق تحقیقات منتشرشده در مجله ازدواج و خانواده، تصور عمومی که همراهی مداوم کلید یک زندگی زناشویی موفق است، همیشه درست نیست. این مطالعه نشان میدهد که اوقات فراغت فردی نیز نقش بسیار مهمی در رضایت زناشویی دارد. به عبارت دیگر، علاوه بر زمانی که به فعالیتهای مشترک اختصاص میدهید، اختصاص دادن زمانی برای فعالیتهای شخصی نیز میتواند به شادتر شدن زندگی مشترک کمک کند.
پس بهجای اینکه به سرگرمیهای همسرتان به چشم یک تهدید نگاه کنید، این را فرصتی بدانید تا شما هم زمانهایی را برای علایق شخصی خود کنار بگذارید. در حالی که او مشغول بازی است، شما چه کاری میتوانید انجام دهید که باعث شادیتان شود؟ انتخاب با شماست: پیدا کردن راهی برای لذت بردن از این زمان، یا صرف آن در حسرت و ناراحتی. در نهایت، راز یک ازدواج متعادل این است که بپذیرید شادی فردی همسرتان، تهدیدی برای شادی شما نیست. استقلال در یک ازدواج نهتنها طبیعی، بلکه ضروری است و شما هم میتوانید از این فرصت برای رشد و لذت شخصی خود بهره ببرید.
۲. همسر شما نمیتواند ذهن شما را بخواند
تصور کنید که بهطور ناگهانی خریدی انجام دادهاید و حالا با چندین کیسه خرید جلوی خانه رسیدهاید. تعداد کیسهها آنقدر زیاد است که باید چندین بار رفتوآمد کنید. میدانید که همسرتان در خانه است، در اتاقش. با خودتان فکر میکنید: «حتماً وقتی صدای آمدنم را بشنود، به کمکم میآید.»، اما بعد از بار اول، خبری از او نمیشود. بار دوم هم کمکی دریافت نمیکنید. در نهایت، وقتی آخرین بار را طی کرده و در حال چیدن خریدها هستید، او از پلهها پایین میآید. در این لحظه، شما کمی خسته و ناراحت هستید که چرا در تمام این مدت، او به کمکتان نیامده است. اما همسرتان بعد از دیدن خریدها، با تعجب میپرسد: «چرا نگفتی که خرید کردهای؟ میآمدم کمک!» با ناراحتی جواب میدهید: «فکر میکردم وقتی صدایم را بشنوی، خودت میآیی کمک.»
آیا همسر شما باید در این شرایط کمک میکرد؟ قطعاً؛ هیچ شریکی نباید تمام بار کارهای خانه را بهتنهایی به دوش بکشد. اما مشکل اینجا نیست که او کمکی نکرده، بلکه مشکل این است که او نمیدانست که باید کمک کند. در دنیای ایدهآل، هر دو طرف دقیقاً میدانستند که دیگری چه زمانی، به چه چیز، و چگونه نیاز دارد، بدون اینکه نیازی به بیان آن باشد. اما در واقعیت، این انتظار منطقی نیست. همسر شما باید ذهن شما را بخواند تا این نیازها را بفهمد و متأسفانه، ذهنخوانی هنوز به دنیای علم و تکنولوژی وارد نشده است! در حقیقت، پژوهشی از مجله ازدواج و خانواده نشان داده که یکی از باورهای اشتباه رایج درباره رضایت زناشویی این است که یک همسر باید بتواند نیازهای طرف مقابل را بدون گفتوگو تشخیص دهد. این باورهای موسوم به ذهنخوانی، افسانهای بیش نیستند و همسران نمیتوانند نوعی ارتباط ذهنی ماورایی داشته باشند!
واقعیت این است که برای داشتن یک زندگی زناشویی موفق، باید نیازهای خود را بیان کنید. برخی از مشکلات واضحاند، اما برخی دیگر کاملاً پنهاناند. به همین دلیل، ارتباط، پایه و اساس یک ازدواج سالم است. همسر شما نمیتواند بعد از خرید، در حمل کیسهها به شما کمک کند، اگر از خرید شما بیخبر بوده است. او نمیتواند یک روز فرزندان را بیرون ببرد، اگر نمیداند که شما نیاز مبرمی به تنهایی دارید. به بیان ساده، همسر شما نمیتواند قهرمان زندگیتان باشد، اگر از مشکلات شما بیخبر است. انتظار از شریک زندگی برای خواندن ذهن شما، تنها باعث ناامیدی و رنجش خواهد شد. یک ازدواج شاد، نیازمند ارتباط باز و شفاف است، حتی زمانی که بیان نیازهایتان برایتان سخت باشد. اگر بدانید که همسرتان نیز بهاندازهی شما برای این ازدواج ارزش قائل است، پس میتوانید اطمینان داشته باشید که در صورت مطرح کردن خواستههایتان، او نیز به آنها اهمیت خواهد داد.